تبليغاتX
توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست

دارم از این وبلاگ میرم

خاطرات خوبی تو این وب داشتم

این وبلاگو حذف نمیکنم

ولی میرم 1 جایی که آرامش باشه و

کسی اذیتم نکنه

 

 

دوست جونا دوستتون دارم

بای

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت17:19توسط فرشته موچکولو(بهار) | |

 

حدس بزنین پریه ناز موچکولو دختره یا پسر؟

چند سالشه وچه نسبتی با من میتونه داشته باشه؟

لطفا گذشته رو فراموش کنید مهم حال و آیندست


وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه کردن

سلامHello

خوبین؟For You

منم خوبم

بهت میگم میخوام بلاگ نویسی رو تعطیل کنم

میگم حوصله ندارم

خوشم از .............................

هرچند میدونم با اینجا نوشتن آروم میشم

به اوج میرسم ولی....................

میگی واسه خاطره تو بنویسم..............

نمیدونم چرا از اینکه بخوام اسمت و توی بلاگم بنویسم می ترسم

آخه ترس واسه چی؟ تو که منو به اوج رسوندی تو که عشق راستی رو یادم دادی

ولی من ................

فقط تو پست قبلیم یه کوکولو ازت حرفیدم

تو بهترینی .........

باشه واسه خاطره تو هم که شده مینویسم .............

به خاطره اس ام اس دیشب که بهت دادم و باعث ناراحتیت شدم معذرت میخوام پریه ناز موچکولو

بهم میگی: 1 مین گوشیو جواب بده

داری باهام حرف میزنی .........دوباره با حرفات کشیده میزنی توی گوشم ................

اشکام پشت سر هم میخورن رو گونم بعدشم میریزن رو دستم ..................

میگی: بهار تو اون بهار اول نیستی...............

می گی اون بهاری که .................

میگی بهار من دیگه واست مهم نیستم ...................

میگی : دیگه بهت نگم .............................................................................

.تا وقتی که بهت اعتماد کنم

*************************************

میرم پیشه مانداناFor You بهم میگه آجی بهارم چقد بگش شدیه

میگم: راستی آجی.؟؟؟؟؟

میگه:روحیتم خیلی تغییر کرده .........شاد شدیه .......دیگه تو فرک نمی ری و شیطونه خودم شدیه

میخندمو دستاشو فشار میدم میگم: عاچقتم....

خواستم بهش بگم :من زندگیه دوبارمو مدیونه پریه ناز موچکولوام

بگم : که اگه تو دستامو نمی گرفتی سقوط می کردم ولی نگفتم

ترسیدم .............

***************************************

بچه ها یه نفر یه خوای در مورده منو خودش دیده مینویسم هر کی تونست تعبیرشو واسم بگه:

خواب دیده من و اون با هم دیگه توی یه باغه سبزی هستیم........

بعد میدوه دنبال من

منم اون و میبرم به سمت نور ...........

منو هل میده تو نور و منم کمکش میکن بیاد تو نور

راستی من بلاسم حریره سفید بلند بود

میگه من خیلی ناز شده بودم

باهم حرف میزدیمو بلند بلند میخندیدیم و منو بغل کرده بود و بوسید بعدشم از خواب بیدار شد

 

پ ن 1: خارجکی بوس کن منو ...............French KissKissIn Love

پ ن 2: دوستت دارم به اندازه ی تمومه دلتنگیام

+نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت15:22توسط فرشته موچکولو(بهار) | |

سلام

مینویسم برای تو پریه نازه موچکولو........

از الان بگم انقد استرس دارم نمیدونم چی بنویسم؟؟؟؟

خب از روز اول شروع میکنم..............

روزه اول منو وادار کردی که به خودم بیام باحرفایی که بهم میزدی اعتماد به نفس پیدا میکردم

حرفات مثله کشیده بودن تو صورتم

پشت سره هم و یکی محکم تر از قبلی و هر بار که میزدی چشمام بیشتر باز میشد

انقده باهام منطقی حرف زدی که به قول خودت انقلاب کردم

ازم پرسیدی : چند درصد حرفام روت تاثیر داشت؟

میگم: 63 درصد

کمکم کردی که زمین نخورم ، دستمو محکم گرفتی که لیزم نخوره.........

این اولین باری بود که یکی تو زندگیم دستامو میگرفت

از بچگی یادمه که همیشه خودم کارامو انجام دادمو متکی به کسی نبودم

خدا میدونه چه روزایی دوست داشتم یکی دستمو میگرفت و اشکامو پاک میکرد و میگفت:

بهار زندگی اینه ......بهار نترس........این که مشکلی نیست که به خاطرش بخوای از پا بیوفتی.........

تا چند روزه بعد باهم حرف میزدیم تا اون شبی که بهت گفتم : من احساس میکنم .....،..............رو دوست داره

تو هیچی نمیگفتی

بهت میگفتم : من مطمئنم؟، اینو احساسم بهم میگفت

میگی: بهار بهت میگم تو فرشته ای نگو نه........

اشکام میخوان بیان قسمم میدی که گریه نکنم ..........

میگم:گریه نمیکنم

میگی:جونه منو قسم بخور

میگم: جون شما......

میگی:نشد

میگم:جوونه تو ........

گوشیو قطع میکنم

میرم وضو میگرم

سجده میکنم

میگم:خدایا به خاطر همه چیز توبه میکنم و التماست میکنم کمکم کن

خدایا کمکم کن حتی یه قطره اشکم نریزم چون جونه بچه مردم رو قسم خوردمه......

میگم:خدایا کمکم کن ..........خدایا عاشقم کن ......عاشق کسی که عاشقم باشه و عشق رو ازش گدایی نکنم........

داریم باهم اس ام اس بازی میکنیم:2 تا اس ام اس آخری که میدی حال و هواشون فرق داره

2 باره فرداش حرف میزنیم و آخرش اس ام اس میدی......

اس ام اس میدی و یه حرفایی رو بهم میزنی..........

درجوابت منم اون حرفا رو میزنم.........

از خدا میخوام که بهترین رو نصیبت کنه

میخوام که به هرکی که دوست داری برسی( اینو حتمنی از خدا میخوام)

میخوام که بتونم یه روزی محبتایی که بهم کردی رو جبران کنم

بتونم منم دستاتو بگیرمو نزارم بیوفتی.......

بتونم کمکت کنم تا به اوج برسی

همونطوری که تو کمک کردی من طعمه آرامشو بچشم

به خاطر همه چیز مرسی

راستی پری موچکولو:

به اندازه ی تمومه نامهربونیایی که در حقم شده دوستت دارم

اینو گفتم که بدونی واسم ارزش داری

دیگه لوس نشو میخوام برم ریاضی 2 بخونم

 

پ ن 1: پریه نازه موچکولو مثل همیشه نظرت رو خصوصی بگو..........

پ ن 2: خدایا شکرت.............

پ ن 3: من دیشب خواب دیدم عروس شدمه ...........( اینا اثراته اس ام اس های 5 صبحی)

پ ن 4:بچه ها من اسمه نی نی میخوام که دوتا بهم بیان یه دختر یه پسر

 

بابایی جوونی این تویی و بردیا پسرته

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت17:51توسط فرشته موچکولو(بهار) | |